الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

758

إحياء علوم الدين ( فارسى )

و اما نوع سوم صفتهاى مهلك است كه محل آن دل است و آن را از آن چه در « ربع مهلكات » ياد كرده‌ايم بداند ، چون استيلاى شهوت و خشم و بخل و كبر و عجب و ريا و حسد و بدگمانى و غفلت و غرور و غير آن ، و اين صفتها را از دل خود تفقد كند . پس اگر پندارد كه دلش از آن منزه است ، در كيفيت امتحان او و طلبيدن علامتها كه بر آن دليل باشد تفكر كند . چه نفس هميشه از خود به نيكويى وعده دهد و دروغ گويد [ 565 ] . پس اگر دعوى تواضع و بيزارى از كبر و ريا كند ، بايد كه او را بيازمايد بر آن چه پشتهء هيزم در بازار برد ، چنان كه سلف نفس خود را بدان آزمودندى . و چون دعوى حلم كند ، خود را در معرض خشمى دارد كه از ديگرى به دو رسد ، پس در فرو خوردن خشم بيازمايد . و همچنين در ديگر صفتها . و اين تفكر است در آن چه او به صفت مكروه موصوف است يا نه . و آن را علامتهاست كه در « ربع مهلكات » ياد كرده‌ايم . پس چون بر وجود آن دليل باشد ، در سببهايى كه آن صفات را نزديك او زشت گرداند تفكر كند ، و پيدا آرد كه منشأ آن نادانى و غفلت و بد اندرونى « 36 » است ، چنان كه اگر نفس خود را به عمل خود معجب بيند تفكر كند و گويد كه عمل من به تن و جارحهء من است و قدرت و ارادت من ، و آن همه از من و به من نيست ، بلكه از خلق خداى و فضل اوست بر من ، چه اوست كه مرا آفريد و جوارح و قدرت و ارادت من تحريك فرمود ، پس چگونه به عمل خود با نفس خود عجب آرم ؟ و « 37 » نفس مرا به نفس من قوام نيست . و چون در نفس كبر احساس كند ، بر نفس خود آن چه در آن است از حماقت مقرر گرداند و گويد : چرا نفس خود را بزرگتر مىدانى ؟ و « 38 » بزرگ آن است كه نزديك خداى بزرگ است ، و آن پس از مرگ روشن شود . و بسيار كس باشد بدانچه حال او نزديك سوء خاتمت تغيّر پذيرد ، چه بسيار از كافر در حال مردن مقرّب شود نزديك خداى - عز و جل - به بيرون آمدن از كفر ، و بسيارى از مسلمانان شقي بميرد به سبب تغيير حال او نزديك سوء خاتمت او . پس چون دانست كه كبر مهلك است و اصل آن حماقت است ، در علاج ازالت آن تفكر كند به آن كه افعال متواضعان پيش گيرد . و چون در نفس خود شهوت طعام و شره آن بيافت تفكر كند كه اين صفت بهايم است ، و اگر در شهوت طعام و مباشرت كمال باشد ، آن از صفات خداى و فريشتگان بودى ، چون علم و قدرت ، و ستوران بر آن صفت متصف نشدى ، و چون شره بر او غالب بود به ستوران ماننده‌تر باشد و از فريشتگان مقرب دور تر . و همچنين در نفس خود در خشم مقرر كند ، پس تفكر كند در راه علاج . و همهء آنها را ياد كرده‌ام در اين كتابها . و كسى كه خواهد كه طريق فكرت او اتساع پذيرد ، او را از تحصيل آن چه در اين كتابهاست چاره نباشد . اما نوع چهارم و آن منجيات است و آن توبه است و پشيمانى بر گناهان و صبر بر بلا و شكر بر

--> ( 36 ) بد اندرونى ، خبث باطن . ( 37 ) و حال آن كه . ( 38 ) و حال آن كه .